سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

231

تاريخ ايران ( فارسى )

كه من در حدود دوازده سال پيش در آنجا اردو زده‌ام « 1 » قشون‌كشى سلطان سليم مهيب 920 ه . ( 1514 ) سليم مهيب از فاتحين بزرگ خاندان عثمانى « 2 » و سلطانى بيرحم و فوق العاده سفاك و خونريز بود و با وجود اين نويسندهء قصايد فارسى و مربى و سرپرست صاحبان فضل و هنر بوده است . عداوتى كه در ماوراء النهر نسبت بايرانيان شيعى مذهب وجود داشت از عدم موفقيت بابر و اينكه نتوانست بواسطهء ائتلاف با اهل رفض و اعتزال پيروزى حاصل كند ظاهر و آشكار ميگردد . در اينجا نبايد فهم اين مطلب مشكل باشد كه سليم و مشاورين او كه همگى متعصب بودند براى چه تصميم گرفتند كه اين دولت تازه‌بنيان و مذهب رفضى را كه احداث كرده قبل از اينكه ريشه بدواند از بيخ بركنند ، گذشته از اين سليم گويا از اين قضيه كه هيئتى از ايران براى ايجاد روابط سياسى بدربار مصر و هنگرى فرستاده شده باخبر بوده است . ساختمان روحى و اخلاقى سليم را ميتوان از اينجا بدست آورد كه او جمعى را در خفا مأمور كرد تا شمارهء نفوس شيعهء رافضى را در خاك عثمانى بدست آرند ، چنان كه از ميان هفتاد هزار نفر شيعه‌اى كه بودند او چهل هزار نفر را حكم داد قتل‌عام كردند و بدينطريق كشور خود را از همدردان احتمالى با دشمن صاف و پاك نمود ، سليم نامه‌هائى بشاه اسمعيل نوشت كه سبك انشاء آنها آميخته با تكبر و غرور و موهن و زننده بوده است كه در جواب آن پادشاه صفوى نوشت كه تحريك از طرف او نبوده و تمايلى بجنگ نداشته - است و اضافه نمود كه از مضمون مراسلات و لحن نامه‌ها برميآيد كه نويسندهء آنها افيونى و گرفتار اين عادت مذموم مىباشد و لذا براى منشى همايونى يك جعبه دارو فرستاده شد و نظر باينكه سليم خود عادت بشرب افيون داشت و در ايران هم گويا اين قضيه معروف بوده معلوم است كه اين كلمات طعنه‌آميز و نيشدار ( اشاره به شخص او ) بسيار مؤثر و كارگر واقع شده است .

--> ( 1 ) - رجوع به ژورنال انجمن همايونى جغرافيائى ، شمارهء جنورى 1911 ( مؤلف ) ( 2 ) - The account of the relations between persia and turkey is mainly based on the monumental work by Joseph von Hammer Purgstall .